X
تبلیغات
رایتل

هــرشـب شــب ِ مهـــتــابــه
شعبــه دیگری ندارد
صفحات وبلاگ

سر در گمی مطلق......

وقتی که آدم احساس دیوانگی می کند...وقتی که حس می کند دوستهایش هم دیگر تنهاییش را پر نمی کند....

در عین آنکه که پابند زمین است....آرزوی پرواز کردن هم آرامش نمی کند....

وقتی میداند که می تواند به کسی تکیه کند....ولی نمی تواند....

دوست دارد بتواند...می تواند....ولی.              .              .چه خیال خامی.....

دلش مال خودش نیست....فنا را به همه چیز ترجیح می دهد....دوست دارد شاداب و سر زنده باشد ولی نمی تواند....دوست دارد آزاد ورها بدون هیچ غمی در دنیا قدم بگذارد اما نمی داند دلش را به چه چیز خوش کند...

روحش را بزرگتر از اسباب دنیوی می بیند....حس می کند هیچ چیز در دنیا وجود ندارد که احساساتش را درک کند....

احساس دل شکستگی می کند

خود را لایق این دل شکستگی می داند....نه

دوست ندارد مقصری برای تکه های شکسته ی دلش پیدا کند

یک سر درگمی مطلق....هیچ کس را نمی بیند.....نمی خواهد ببیند

دلش باز تر از آنست که تنگ شود...قلبش سنگ تر از آنست که نرم شود

دستهایش سردتر از آنست که با حرارت مجازی آتشی گرم شود

دوست دارد خاموش بماند...ولی خاموشی خاموش تر از خاموشی

خسته و بی رمق

در اوج نا به سامانی و منتظر یک تلنگر

نوشته شده توسط וღسنیور زوروוღ [ شنبه 8 تیر 1387 ] [ 18:43 ]
لوگو و بازدید
هــرشـب شــب ِ مهـــتــابــه
تعداد بازدیدکنندگان : 66017