تیر87- سر در گمی مطلق
زورو از بس درس خوانده است احساس تکراری بودن می کند.
وقتی که آدم دستهایش سردتر از آنست که با حرارت مجازی آتشی گرم شود
دوست دارد خاموش بماند...ولی خاموشی خاموش تر از خاموشی خسته و بی رمق در اوج نا به سامانی و منتظر یک تلنگر
تیر87- بیاید تا دور همی یه چیزی گفته باشیم
بازگشت زورو به نت
من که می دونم تو این 9 ماه که من نبودم یا حداقلش صدی یه بار که میومدم ، شاخه های درختای نت خشک شدن و همه ی خطوط ارتباطی حدفاصل کامپیوترهای جهان خاک گرفتن و مردم چشاشون به صفحه مانیتور خشک شد که یه خطی از زِدِ زورو روی صفحه ببینن. . .
مرداد87- اسب سواری
زورو کنکورش را بد می دهد
دست به دامانتان اینقدر با سمهای اسبتان بر اعصاب مردم اسب سواری نکنید مگر جنس اعصاب مردم از فولاد یا چدن است که به همین سادگی و به همین خوشمزگی جنس نعل اسبتان را امتحان می کنید.... .
شهریور87- مژده بده!
زورو رشته رویاهایش (پتروشیمی)قبول میشود.
شهریور87- دست یافتن به آرزوهای دست نیافتنی !
زورو خوشحال است که دانشجو میشود!
هه هه هه .. . . . . .
ببخشید من نبودم کلی وقت محض این بود که بین آسمون و زمین گیر کرده بودم و داشتم دعا به جون خودم می کردم و آب پشت انتخاب رشته ام می ریختم...
شهریور87-المپیک پکن
زورو از لحاظ روحی افسرده و خشک است.
انگار روحم مرده .....سنگ قبرشم تو یه غار تاریک و پر از خفاشه. . .جدی میگم.....مطلب طنزم ننوشتم که هر هر بخندی....خنده نداره....معمولیه.....هیچ اتفاق خاصی هم قرار نیست بیفته....به امید چی نشستی؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!این متن نتیجه نــــــــــــــــــــــــــــداره!!
شهریور87- رمضان
زورو از رمضانش خوب استفاده نکرده است.
متفاوت ترین ماه رمضونای عمرم بود....می دونین چرا؟؟
1.صبحها کله سحر نمی خواست پاشی بری مدرسه....
2.با صدای بوق سرویست که از تو خواب صداشو می شنوی ...قلبت نمیاد تو دهنت!!
همه متفاوت می شن....ما هم متفاوت میشیم....جدّا پناه براخدا!!!
آبان87-بارووووووووووووون...
زورو منتظر باران است.
خدا جونم مرسی که بارونارو فرستادی آخر....البته یکم کم بوداااااااا....بیشتر بچلون اون ابرا رو...
آذر87- اعیاد پیشاپیش مبارک !
زورو سرخوشی گرفته است.
یوهووووووووووووو.....
و تا عید باحال در پیش داریم....
یکیش که از شدت باحالی پوست کله ما هم کنده میشه.....منظورم همون عید غدیره....
دی87- سرنوشت
زورو تکمیل ظرفیت کامپیوتریزد قبول شده سر دو راهی است.
سرنوشت...... منو کجا می بری؟؟
نه....نهههههههههه........
زورو شروع به فعالیت علمی دانشجویی کرده است
این استاد شیمی مون یه تحقیق ۵ نمره ای گذاشت رو دستمون ....گفتم موضوع اسرار شیمی در قرآن باشه
از سن که اومدیم پایین احساس شکست می کردم....
به خدا گفتم خدایااااااااا..........من که موضوعم درباره قرآن بود....چرا پس این حس بهم دست داده ؟؟؟چرا احساس شکست می کنم؟؟؟ خدا بهم گفت : « چشمـــــــت روشـــــــن!!!!!!!!!!!!!»
بهمن87-رفتنی شدم........!!!
زورو تصمیمش را گرفت که به یزد برود درس بخواند!
گر ازین منزل ویران به سوی خانه روم
دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم
زین سفر گر به سلامت به وطن باز رسم
نذر کردم که هم از راه به میخانه روم
اسفند87-آسمون کویر
زورو خودش را با محیط وفق می دهد.
سلاااااااااااام.....................من اینجا هستم........یه جای دوووووووور............ توی شهر غریب....آسمون اینجا هم مث شیراز صاف صافههههههه...... (چرا دروغ میگی؟؟؟)
ولی غروباش خیلی دلگیره... .
اسفند87- عیدا دارن تو همدیگه قاتی میشن... .
زورو روحیه شادی داردیعنی...
میلاد پیامبر اکرم و امام جعفر صادق مباااااااااااارک.....
تولد سنیور زورو28 اسفنددددددددد آخ جوون تولدمهه تولدممم مبارک...پیشاپیش سال نو مباااااااارک
فروردین88-سکوت است و سیاهی...
زورو دودل است.
س ....س...ســـ...لام......دو....دوبــ.......دوباره میگم از دل تنگــــ......دل تنگم....
دل تنگ؟حسم میگه آپ کنم..... ولی،چیزی ندارم بگم....
تیر88-خدایا هنوزم میشه بگم دوستت دارم؟؟؟
زورو مصمم شده است.
خدایابگو که هنوز ته دلت اون بنده ی فراموشکار و دوست داری نذار احساس تنهایی کنم.....نذار جلوی چشمات از بین برم....نذار بیفتم ته چاه....دستمو بگیر....
آرومم کن!!خدایا با توام ...دستمو بگیر! !
مرداد88- خاطره اعتکاف در ادامه مطلب...
زورو از کارهای قبیحش پشیمان است!
حیف....افسوس...
حس می کنم اومدیم دانشگاه خیلی هامون خیلی چیزها یادمون رفت.... نه تنها من
باز هم بچه هایی رو می شناسم که دوران دبیرستان انگار فقط جوگیر بودن....جوگیرِ جو حاکم!!!ای کاش درسهای اخلاق آقای انجوی هیچوقت یادمون نمی رفت...
مرداد88- رمون از رو پل گذشت....
زورو خیلی پشیمان است.
خرمون که از رو پل گذشت برعکس گاومون افتاد تو رودخونه..می گفتن کنکور مث قیف میمونه....ان مع العسر یسری ناشکری کردم... شکران نعمت نکردم......حالا شد مع العسری عسری.....
مرداد88-ای مهربانترین مهربانان
زورو خدا را وسیله تمام شدن ناراحتی هایش می داند.
انگار همه مامور شده اند در اوج ناراحتی من را هول بدهند سمت خدا...
همین است که در اوج نارضایتی از گردش روزگار زیرلب زمزمه می کنم:«ولا تَسقُطُ من ورقة الا یعلمها.....»و هیچ برگی از درخت نمی افتد مگر به خواست تو
شهریور88-رمضان کریم
زورو مهمان محبوب ترین میزبانها شده است
خدایا مهمونت شدیم.....حالا فقط خودمم و خودت !!! حالا حتی اگه ازم متنفر باشی مجبوری تحملم کنی چون احتراممون واجب شده دیگه....
شهریور88-یه سفر وسط ماه مبارک رمضون...
زورو طلبیده شده است.
راهی سفر شدیم اونم تو ماه رمضون اونم کجاااااا؟!؟!؟!!
مشهدالرضا.....(مث شعر شد )
شهریور88-مکن منع من بیدل ز بسیار آمدن سویت . . .
زورو به مشهد میرود.
سوار تاکسی می شوم ، مسیرم : "حرم....! "
فلکه ی آب پیاده می شوم! گنبد طلایی را می بینم !
خون در سرم جمع می شود ! هنوز باورم نمی شود! بعد از یکسااال......
مهر88-تنها معشوق!
زورو تنها دوست دارد به خدا عشق بورزد
خدایاچقدر تو مهربانی ، چقدر هوای بنده هایت را داری ، چقدر بنده هایت فراموشکارند.... چقدر عشق است به تو فکر کردن....
آبان88-عید همه مبارک!
زورو از امام رضا عیدی می خواهد.
8/8/88..
آبان88- ببارید چو بـــ ـاران
زورو شعر می گوید
شب آرام...
دل آرام........
دلارام گذر کرد ،
چه آرام .... !
آذر88-یهدروغ بزرگ: من سید نیستم!
زورو به سید بودنش افتخار می کند.
جد پدرم زید بن علی بن حسین===> سید حسینی جد مادرم سیدمیرمحمد - که مقبره شون در شاهچراغ هست- فرزند امام موسی کاظم===> سید موسوی تازه چهارتا پدربزرگ و مادربزرگام هم سید بودن...
دی88-دلم نمی خواهد...
زورو امام حسین را دوست دارد.
دلم می خواهد بدانم دقیقا چرا اشکهایم به خاطرت جاری می شوند؟!
دلم می خواهد از خوبی هایت بدانم...دلم نمی خواهد فقط به خاطر مظلومیتت گریه کنم ..دلم نمی خواهد فقط به خاطر سر بریده ات گریه کنم... دلم می خواهد عاشقت شوم
وقتی عاشقت شوم طاقت نمی آورم بشنوم طرز شهیدشدنت را
دی88-شعری از خودم برای بیحرمتی جسورانه ظهر روز عاشورا
زورو تاب دیدن بی احترامی به معشوقش را ندارد.
منو ببخش دیر شنیدم نقشه ی اون دزدا چی بود؟!
منو ببخش دیر رسیدم تو کربلات جام خالی بود
منو ببخش که ادعا دارم همیشه یارتم
تو مجلست می نالم و می گم عاشق زارتم
منو ببخش نفهمیدم باید یه کاری بکنم
نفهمیدم کی و کجا عشقمو ثابت بکنم ...؟!
دی88-صبر کنید ببینم!
زورو رگ غیرتش ورم می کند.عرق ملی و ازین صحبتا
حالم هم بهم می خوره از کسی که بدون مطالعه خودش رو طرفدار یه حزب بدونه و بیشتر بهم می خوره که روش تعصب هم نشون بده....(ببینید گفتم بدون مطــــالعه....)
من فقط دوست دارم روی ارزش ها و اهداف ملی کشورم مرام بذارم ...
مرام میذارم چون هنوز یادم نرفته یه روز دایی م برای حفظ ارزش های حیاتی ، دینی و ملیکشورم مرام گذاشت.... به خاطرش جونش رو داد...
دی88-کیــم من ؟! آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان...
زورو در وبلاگش شعر می نویسدکه نگویند وبلاگش سیاسی شده است.
کیم من ؟! آرزو گــم کرده ای تنـــــها و ســـرگــردان نه آرامــی ، نه امــیدی نه همــدردی نه همــراهی
مثل همیشه عالی و جالب...
ممنون الله
خیلی ممنون که سر زدید
هیشکی نمیتونه بفهمه که دلم از چی گرفته هیششکی نمیتونه بفمههههههههههههه!
الکی
سلام زورووووووووووووووووووو






مرسیییییییییییییییییییی ایشالو تو عروسیت برقصممممممم
البته قبلش بایدئ برم کلاس که سوتی ندم
.
راستییییییی تو که نظرات جلف نبود همش عقشولانه و خوشمل بود
تازشم هرکی فکر میکنه جلفه خودش نخونه ...نه ؟
وبلاگتم خوشکل تر تر شده .
خوب کاری کردی که اون کارو کردی ....تا کور شود هرانکه نتواند دید
دوستت دارم یه دنیا ....قده تمومه گل ها
شمــــــــــو تاج سری ی ی ی.......
بیو خودم یادت میدم =))
می خواستم بازم برت نظر بدم و گل منگلی گفتم حالو میگی دخترو چه جلفه :D
اوهوم
خیلی با حال نوشتی کلی خوشم اومدم خندم میگرفت از بعضی عبارت ها!!
بازم میام عن قریب...
ان شاالله!
به نام الله...
انشاءالله همیشه موفق باشی.
سلام.خوشگل و جالب می نویسی.
ممنون که اومدی سر سزدی.
من اینقدرم شاد نیستم!!
ایول !
پس دوباره راش انداختی!
خیلی عالیه همینطور ادامه بده!
من خودم وقت وبلاگ نویسی ندارم ولی وبلاگ دوستان رو که نگاه میکنم کلی صفا میکنم.
به کمک خدا و تشویق تماشاچیااااااا
راستی چرا سین اسمتون به ث تبدیل شد یهویی ؟!؟! :-S:-?
شما لطف دارین به من داشتین و مطمئنا خواهید داشت.....
زبانی که ترویج ناحق کند
فروتر ز هر سگ که وق وق کند
سگان بلکه هر گاه وق وق کنند
به تسبیح خود ذکر حق حق کنند
سلام . به به ممنون از اینکه به ما هم یه سری زدین ... خیلی خوش حالمون کردین ... سیر تحولتون هم که کلا جالب بود ...
در مورد لینک دادن هم شما اختیار دار هستین ، هر جور صلاح می دونین عمل بفرمایین ... ما هم انشاء الله جبران می کنیم
فعلا همین ... التماس دعا
سلاااااام







دوباره خووووودمم
اووهوووووم آره خود خودمم
.
.
.
.
.
.
بحث سیاسی هم خوووووبست
.
.
.
بحث عشقووولانه نیز
.
.
.
.
و اما عشق .....
.
.
.
.
.
.
و دیگر هیییییییییچ
:D
salaaaaaaaam
merc ke umadiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
akhjooooooooooooooooooooooon
.
.
.
.
جاله جان وقتی دیدم اینجوری به روز کردی دلم خواست منم یه پستی ایجوری بذازم...ولی گفتم تکراری میشه عزیزم!
سلام! خوبی ؟به رو کردما.بیو ببین .ولی تو نامردی هیچ وقت مطالبم نمی خونی!حتی اونایی که خونوادگیه.مثلا قبلیو.بخون عامو!
اینقد شادیو هم جالب بود برم...
ای ستاره ها رو می بینی ؟!همش از طرف من بری تون!
بر تون تونت(خود خودت)
به روزم...بیو
صلح طلبی همیشه خوب نیست...یه اعتقاد راسخ چیدا کن و روش وایسا و نظز دیگران برات مهم نباشه...طوری راسخ که همه ی سوالای دیگرانو بتونی جواب بدی
موندم که هدفت از این وبلاگ و این چرت و پرتها چیه !
حرفهای بیخود وبی اساس من رفتم ، من اومدم ، من خوشحالم ، من غمگینم به کسی چه که چته جمش کن مرفه بی درد.
دعوت نامه نفرستادم پاشی بیای .....
برو تو وبلاگایی بگرد که از نظرت با اسااااااااااس باشه....
مطمئنا تو همون کسی هستی که بهت هیچ ربطی نداره که من غمگینم یا شادم یا هرچی....
من مخاطبای خودم رو دارم... نیازی به شمای مخاطب ولگرد نه ببخشید شبگرد ندارم
آقای زوروی زورگرفته بچه شهرستانی ؟
ولی من فکر می کنم کامنت شما مثل آدمای زور گرفته بود....


ولگرد نه ببخشید شبگرد جان!
بابا بچه ناف تیروووووووون
بابا اورجینالی فرام مرکز شهر.....